By: appro-admin
No Comment
6,965 views

به هم پیوستگی فساد اداری و سادیسم در افغانستان

May 13 2014

به هم پیوستگی فساد اداری و سادیسم در افغانستان

نویسنده: محسن عصیان پژوهشگر موسسه مطالعات عامه افغانستان

 فساد اداری یکی از عمده ترین چالش‌ّ‌‌ها، فرا راه تامین امنیت و حاکمیت قانون در افغانستان است. موسسه مطالعات عامه افغانستان ۲۷ ترمینولوژی رایج اخذ رشوه یا فساد در ادارات افغانستان را شناسایی کرده است. حتی این پدیده به موضوع بحث و صحبت‌های کوچه‌ و خیابان نیز بدل شده و سرخط رسانه‌های داخلی را نیز به خود اختصاص داده است. رسانه‌ها، آگاهان سیاسی، شهروندان عادی و حتی برخی از مقامات حکومتی فساد اداری را به صورت موازی با شورش‌گری و مواد مخدر، تهدید جدی نظام سیاسی کنونی در افغانستان می‌دانند. گستردگی این پدیده، بازتاب‌های بین‌المللی نیز داشته است و کشورهای کمک‌ کننده به افغانستان را نیز نگران ساخته است. برخی از کشورهای کمک کننده و به ویژه ایالات متحده امریکا تداوم کمک‌های خود را مشروط به مبارزه جدی حکومت افغانستان با این پدیده کرده است. در این نوشتار کوشش شده است که به صورت فشرده به نمونه های فساد و پدیده ای که به ان فقط ؛سادیسم اداری؛ میتوان گفت اشاره شود و ضرورت مطالعه پدیده فساد اداری از یک چشم‌انداز متفاوف تمهید گردد. این چهره فساد اداری در افغانستان، هنوز مورد کالبد‌شکافی و تعمق واقع نشده  و از چشم پژوهشگران بازمانده است. باوجود که رییس جمهور کرزی در دور دوم ریاست جمهوری اش، اهداف اساسی حکومت اش را مباره با فساد اداری اعلان کرده بود؛ در آخرین روزهای سکان داری دور دوم رییس جمهور کرزی، فساد ادای هنوز به مثابه جدی‌ترین چالش حکومتداری خوب باقی مانده است. این ناکامی عمیق بودن فساد اداری در درون نظام و جامعه افغانستان را نشان می‌دهد. سال پار، بی‌بی‌سی به نقل از گزارش سازمان شفافیت بین المللی اعلان کرد؛ افغانستان مقام فاسد ترین کشور جهان را کسب کرده است. این گزارش ضرورت تامل جدی‌تر در مورد فساد اداری در افغانستان را مطرح می‌کند. در ده‌ سال گذشته مطالعات و پژوهش‌های زیاد از جانب نهادهای پژوهشی ملی و بین‌المللی جهت ریشه‌یابی و شناسای صورت‌های گوناگون این پدیده نیز انجام یافته است؛ اما هنوز زوایای تاریک این پدیده مغفول باقی مانده است. این نوشتارکوشیده است؛ بر اساس ذکر چند نمونه از کنش‌ها و رفتارهای مامورین حکومتی ضرورت پژوهش گسترده رابطه فساد و سادیسم را مطرح کند. در ادارات حکومتی اکثرآ مشاهده می‌شود؛ مامورین بدون کدام توقع پولی، تبعیض‌های زبانی و قومی یا مسایل دیگر؛ از آزار و اذیت مراجعین لذت می‌برند. این نمونه‌ها پیوند فساد و سادیسم اداری را پیش‌ می‌کشد. فساد و سادیسم در عقب ذهن و روان مامورین حکومتی در ادارات افغانستان جا خوش کرده است.

سادیسم یا دیگر آزاری به یک وضعیت اساسی و هراسناک در ادارات رسمی دولتی و غیر دولتی بدل شده است. اریک ‌فروم (Eric Frum) سادیسم یا دیگر آزاری را به سه گونه یا گروه تقسیم می‌کند. گونه سوم این دیگر آزاری، برای فهم وضعیت فساد اداری فزاینده در افغانستان دارای اهمیت است. اریک ‌فروم می‌نویسد: «نوع سوم دیگر آزاری استعدادی است که بخواهیم موجب رنج دیگران شویم یا آنان را در رنج ببینیم. این رنج ممکن است جسمانی باشد ولی بیشتر اوقات این رنج روانی است. هدف از این کار این است که در آزار دادن دیگران اقدام کنیم، سرشکسته و شرم‌سار‌شان سازیم. یا مشاهده کنیم که در وضعی توام با سرشکستگی و شرمساری قرار دارند.”    آزار مراجعین و رنج دادن انسان‌ها در ادارات رسمی افغانستان به یک رویه بدل شده است. ممکن است  مسوول درجه یک و یا مامورین دون پایه یک اداره به صورت مستقیم از ارباب رجوع رشوت تقاضا نکنند؛ اما رنج و آزار مراجعین به صورت روشن در عقب ذهن، رفتار و کنش این افراد درک می‌شود. در این نوشتار به چند نمونه مشاهدات انضمامی تحمیل رنج و سرشکستگی دیگران توسط مامورین ادارات رسمی اشاره می‌شود.

۱. محمود کارمند یک موسسه غیردولتی، پس از یک‌هفته رفت و برگشت در دیپارتمنت‌های گوناگون اداره رسمی معرفی نامه موسسه و پروژه  در دست اجرا را پس از هفت‌بار دست به دست شدن و ساعت‌ها انتظار به شعبه مربوط تسلیم می‌کند. وی دشواری ها و رفتار‌های سادیسمی مسوولین و مامورین این اداره را چنین روایت می‌کند:«از ساعت ۹:۲۰ صبح الی ساعت ۱۰:۴۵ در عقب دروازه یکی از ریاست‌های این اداره در کابل انتظار ماندم. در این مدت برای هیچ مراجعه کننده اجازه ورود داده نمی‌شد. پس از نیم ساعت انتظار سه تن از شعبه رییس برون آمد و ۲۰ دقیقه بعدتر از آن، دوتن دیگر نیز از شعبه رییس اداره برون شد؛ اما جلسه به قول سکرتر ادامه داشت. من بار‌ها اسرار کردم که بیش از حد انتظار مانده ام و مجبورم به کارهای دیگرم نیز رسیدگی کنم؛ اما اجازه ورود نیافتم. ساعت ۱۰:۴۵ دقیقه معرفی نامه را به رییس اداره مربوط تقدیم کردم، هنگام حضور در نزد ریس متوجه شدم که رییس  تنها با یک دوست و یا کارمند اداره اش مصروف صحبت‌های غیر رسمی به نظر رسید. مکتوب رسمی برای شان ارایه گردید و در مورد تقاضای نامه به صورت شفاهی نیز برای‌شان توضح داده شد. در این مدت وی چندین بار مصروف تماس‌های تلفونی شد و بالای نامه، پس از بحث و استدلال چنین نوشت: ٌاداره مربوط اصولا اجرات نمایید.ٌ مدیریت مربوط نامه را به دقت مطالعه و به چند نکته غیر واضح نامه اشاره داشت. وی اظهار داشت که در این نامه از قرارداد پروژه با اداره مورد نظر دولتی ذکری به میان نرفته است و تقاضای دریافت قرارداد پروژه یا توضیحات بیشر از جانب اداره مربوطه گردید.”

۲. احمد باشنده کابل است. وی داستان لغو جوز تجارتی خویش را این‌گونه توضیح می‌دهد:«جواز تجارت انفرادی اخذکرده بودم؛ اما نسبت مشکلات از تصمیم خویش صرف نظرکردم. دوباره خواستم جواز تجارتی خویش را لغو نمایم. چندین ماه در برگرفت که به این کار موفق شوم. وی اضافه نمود، در این مدت بارها شاهد دست به دست شدن دوسیه ترک جواز شان میان شعبات مختلف مرتبط و غیر مرتبط دو اداره رسمی شدم. وی با احساس خستگی و نومیدی اظهار می‌داشت؛ گاهی شاهد درخواست پول از جانب مسوولین و مامورین شدم؛ اما بدتر از آن حتی از رفتارها و صحبت‌های آنان چنین دریافتم و احساس کردم که آن‌ها از آزار و اذیت مراجعین احساس لذت می‌کنند.”

۳. فرانک کارمند خارجی یک نهاد بین‌المللی در افغانستان است. وی چشم‌دید خویش را از فقدان تعهد وظیفوی و دیگر آزاری کارمندان بازرسی اسناد کارمندان خارجی در یکی از میادین هوای بین‌المللی چنین حکایت می‌کند. «هنگام که مسوولین امنیتی ناظر بر مامورین کنترول اسناد کارمندان خارجی؛ حاضر می‌بود، این مامورین به کارهای شان بدون وقفه و منظم رسیدگی می‌کردند؛ اما با ترک محل از جانب مسوولین امنیتی؛ مامورین موظف از پیشبرد وظایف شان، بدون کدام مصروفیت دیگر از رسیدگی به این اسناد خودداری می‌کردند. وی توضیح داد از چهره مامور چنین بر می‌امد که آن‌ها از انتظارماندن این شهروند احساس لذت و خوشی می‌کردند.”

۴. ردپای نمونه‌های رفتارهای سادیسمی در محیط‌های آکادمیک افغانستان نیز به مشاهده می‌رسد. شیوه برخورد استادان دانشگاه‌ها با دانشجویان یا رویه تحقیر آمیز دارد، یا استادان از به زحمت افتادن دانشجو در دوران تحصیل لذت می‌برند. به صورت معمول استادان دانشگاه‌ها در برابر دانشجویان به جای این که نقش رهنما و مربی را داشته باشند، بیشتر از یک موضع بالا به پایین نگاه می‌کنند. افراد دانش آموخته نیز به جای این که با اشخاص دانش آموخته‌ای دیگر رفتار مسلکی و تخصصی سازنده و مسوولانه داشته باشند، با افراد دانش آموخته دیگر با ستیز معامله می‌کنند. اگر اخلاق و رویه اهل علم با همدیگر تنها به انتقادها و خرده گیری‌ها خلاصه شوند، در این صورت تولید دانش در محیط آکادمیک نا ممکن خواهد شد. تجربه بشری نشان می‌دهد که تولید دانش، تنها با برخورد‌های انتقادی سازنده و همکاری‌های آکادمیک میان اهل علم پا گرفته است. تجربه ستیز در میان اهل علم را می‌توان، تجربه شکست در تولید دانش دانست.

از منظر این نوشتار تامل و اندیشدن به این نمونه‌ها، از اهمیت فوق‌العاده و مهم برخوردار اند. این نمونه ها از یک چهره تاریک و نا اندیشده‌‌ای پدیده فساد اداری در افغانستان پرده بر می‌دارند. سا‍دیسم یا دیگر ‌آزاری و تحمیل رنج بر دیگران به صورت‌های گوناگون در درون دستگاه حاکمه دولتی و غیردولتی خود را نشان می‌دهد. آن توصیف را که اریک‌‌ فروم از سادیسم گونه سوم انجام داده است، به صورت واضح در انگیزه های کاری و کنش مامورین رسمی در افغانستان قابل رویت و معمول است. گاهی این ذهن بیمار و سادیسم به ارباب رجوع به صورت توقف بدون موجب بررسی از اسناد شان بروز می‌یابد، گاهی به صورت دست به دست شدن غیر ضروری اسناد میان شعبات رسمی اداری و گاهی به صورت به انتظارگذاشتن کسالت آور مراجعین در عقب دروازه رییس یک اداره، خود را نشان می‌دهد. این نمونه‌‌ها در یک  نگاه ژرف از پیچیده بودن و فراگیر بودن فساد اداری و دشواری‌های ارباب رجوع هنگام مواجه شدن با یک اداره رسمی افغانستان حکایت می‌کنند. این نمونه‌‌ها بعد فرهنگی‌ و بیماری ذهن جامعه افغانستان را نشان می‌دهند. این نمونه‌ها مصداق این است که فساد اداری در افغاستان به مثابه یک مسوولیت و وظیفه برای مسوولین و کارمندان رسمی بدل شده است. مامورین و مقامهای رسمی اگر رفتار تبعیض آمیز و یا تقاضای پولی را از مراجعین نکنند، اما به انتظار گذاشتن، نگاه تحقیر و توهین آمیز با مراجعین و دست به دست شدن اوراق و اسناد را به مثابه یک مسوولیت وظیفوی خویش می‌پندارند و از این نوع رفتار سادیستی خویش لذت می‌برند.

نتیجه گیری:

نمونه‌هایی که در این نوشته از آنها یاد شده، چهره نا اندیشده‌ای پدیده فساد اداری و تحمیل رنج بر ارباب رجوع توسط ادارات رسمی افغانستان است. این نمونه ها یا نمونه‌های دیگر پدیده فساد اداری که هر شهروند افغانستان با آن مواجه می‌شود،‌ به یک تعهد وظیفوی و انکار ناپذیر بدل شده است. راهکارهای ملی و فشار‌های بین‌المللی نیز در کاهش و از میان برداشتن این پدیده در افغانستان نیز کاری جدی را از پیش نبرده است. پژوهش‌های انجام شده ملی و بین‌الملی نیز به یک بعد این پدیده پرداخته است و ریشه‌های این پدیده و اشکال‌ آن را به عوامل گوناگون غیر از سادیسم ارجاع داده است. یافته های این پژوهش ها نشان می‌دهد که بروکراسی کشنده،‌ عدم مجازات و برخورد قانونی با فساد پیشه‌گان، تعصبات زبانی و قومی، فقدان تعهد‌کاری،‌ پایین بودن معاشات کارمندان رسمی و بخصوص کارمندان دولتی و عوامل دیگر در پشت این پدیده پنهان شده است. فکرکردن و رسیدگی به این نوع فساد اداری ضرورت به یک چشم انداز روانشناسی و انسان شناسی دارد. فساد اداری در افغانستان به یک امر فرهنگی بدل شده است و در ذهن و روان مسوولین و مامورین رسمی دولتی و غیر دولتی نهادینه شده است. میکانیزم های رابطه سادیسم و فساد، توصیف و تبیین دقیق این رابطه به پژوهش‌های میدانی و روان شناسی ژرف نیاز دارد و از ظرفیت این مقاله بالاتر است. اما؛ آنچه این مقاله به آن تاکید میکند، توجه جلب کردن و اندیشدن رابطه پدیده فساد اداری و سادیسم اداری در افغانستان است. اندیشیدن به پدیده فساد از این منظر به معنی کوشش در جهت شناخت ابعاد و زوایای مغفول پدید فساد در افغانستان است.

      http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2012/12/121204_mar_transparency_international.shtml

     ۱.گریز از آزادی: صفحه۱۵۶

      ۲.نقل قول از زبان یک کارمند با اسم مستعار

      ۳. نقل قول از زبان یک شهروند افغان باشنده کابل با اسم مستعار

      ۴.نقل قول از زبان یک کارمند خارجی یک موسسه غیر دولتی در افغانستان با اسم مستعار


Fatal error: Call to undefined function wp_related_posts() in /home/content/66/9828966/html/da/wp-content/themes/shark/single.php on line 106